تبليغاتX
عسل خاله
تقديم به عشقم نسترن
1_پسره از باباش ميپرسه بابا فرق حادثه با بدبختی چیه ؟ میگه پسرم فکر کن ما رفتیم شمال يه موج بزرگ میاد مادر تو ميبره تو دریا، به این میگن حادثه. حالا اگه يکي پیدا شه مادر تو نجات بده بهش میگن بدبختی

2_بچه گربه از مامانش مي‌پرسه: مامان، باباي من كيه؟ مامانش ميگه: نميدونم عزيزم، من سرم تو سطل آشغال بود!

3_می خواستن یه بالا برره ای رو دست بندازن.

.

یه چک بهش میدن که مبلغش رو نوشته بودن خدا تومان.....

.

بعد تعقیبش میکنن.

.

میبینن رفت توی بانک و با گونی گونی پول داره میاد بیرون....

.

میرن توی بانک...

.

میبینن که رئیس بانک پایین برره ایه.....
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 13:39  توسط مهتاب |