تبليغاتX
عسل خاله
تقديم به عشقم نسترن
برای تو می نویسم ....
برای تو می نویسم ....



برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...



برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...



برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...



برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...



برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...



برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تويی كه قلبت پـاك است...



برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...



برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...



برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 20:8  توسط مهتاب | 
تقديم به جاويدترين عشق

 Love is like war... Easy to start... Difficult to end… Impossible to Forget

 

عشق مانند جنگ است..... آسان شروع می شود....... سخت پایان می یابد.... و فراموش کردنش محال است

 

Love is hard and will always be, but remember somebody loves you and that one is ME

 

عشق دشوار است و همیشه نیز خواهد بود اما بیاد داشته باش یک نفر دوستت دارد و آن کس منم

 

The rose speaks of love silently in a language known only to the heart

 

رز با سکوت از عشق می گوید با زبانی که فقط برای دل شناخته شده است

 

I love two things, a rose and you. A rose for a short while, but you the rest of my life

 

من دو تا چیز دوست دارم. رز و تو را. رز را برای مدت کوتاهی و تو را برای بقیه ی زندگیم

 

Like a rose needs water, like a season needs change, like a poet needs a pen, I need you…

 

همانطور که رز به آب نیاز دارد. همانطور که فصلها به تغییر نیاز دارند. همانطور که شاعر به قلم نیاز دارد. من به تو نیازمندم ...

 

There are thousands of roses on this world, even if I gave you every rose, That would not be enough to tell you how much.

 

 هزاران رز در دنیا وجود دارد.حتی اگر من تمام رزها را به تو بدهم برای بیان اینکه چقدر دوستت دارم کافی نخواهند بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 19:59  توسط مهتاب | 
تقديم به جاويدترين عشق
 امروز ، روز توست. از تو گفتن و براي تو نوشتن، قلمي توانا مي‌خواهد. 

 اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و بهشت را شب و روز برای که می آراستند؟

 اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمیگذاشتم.

 اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست موهایم را نوازش میکرد؟

 اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟

 اگر تو نبودی چه کسی برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت؟

 اگر تو نبودی چه کسی مرا با پروانه های عاشق آشنا میکرد؟

 اگر چشمان تو نبود، اگر دستان تو نبود، اگر صدای دلنشین تو نبود، اگر لبخند تو نبود، بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست.

نازنينم، ستاره بی غروب من،

 بهانه ای برای نوشتن و سرودن. چشمهای زیبای تو همیشه در خاطر من است .

 منی که  تمام هستی ام و تمام زندگی ام تو هستی ..

و آرزوی بزرگم قشنگترين و زيباترين خواستني هاست براي تو ...

 

 دوستت دارم ،حتی از خورشید و ماه بیشتر .حتی از زندگی وجوانه های سبز بیشتر ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 19:55  توسط مهتاب | 

سلام سلام سلام

تولد تولد تولدت مبارك

شنبه تولد نسترن ميره تو ۱۳ سال

تولدت مبارك خاله

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 19:48  توسط مهتاب | 
دوست دارم خاله
love

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 0:40  توسط مهتاب |